ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
210
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
آناناس خالى از تكلف نيست ، من بسيار راضى و خوشنود مىشوم كه ايلچى حكم كرده آنها را برداشته به منزل خود برده باشند . صاحبى نظر به خواهش او ، حكم كردند كه آنها را بردارند و از سر ميز برخاستند « 1 » ، و در گردش مشغول بودند ، مشخص شد كه همهء اين ميوهها را در اوطاقها و مكانها از زور آتش و پيچ بخارى بهعمل آوردهاند ، كه در آن فصل همه قسم ميوهها در آنجا به هم مىرسد . بارى بعد از زمانى مادر پادشاه گاريت نشيمن خود را با دو سه گاريت ديگر فرستاد كه صاحبى ايلچى و همراهان سوار گرديده در باغ گردش نمائيد . و اصل اين باغ را كه از بناهاى پول پادشاه است ، و من هم تصرفات در آن كردهام و عمارات در اينجا ساختهام ملاحظه كرده باشيد . صاحبى ايلچى و همراهان سوار گرديده به تماشاى هر جا و هر گوشه مشغول شدند . خيابانها و گلكاريها و رياحين و چمنهاى خوشآينده ، به اقسام تركيبات ، از حد قياس بيرون ملاحظه مىشد ، و در هر گوشه و كنار عمارات و اماكن دلنشين بهنظر مىآمد ، از جمله در مكانى رفتيم كه اصل آن عمارات را از سنگهاى مرمر و سماق « 2 » ساخته بودند ، و سنگ بسيار بزرگى در بالاى آن كار گذاشته بودند ، و از سنگ مرمر شبيه نعش پول پادشاه را كه مقتول كرده بودند ، در آنجا ساخته بودند ، و شبيه همين مادر ايمپراطور را كه زن پول پادشاه مىبود ، با دخترهاى او از سنگ مرمر ساخته كه در روى نعش به تعزيهدارى شوهر مشغول است . از آنجا گذشته در مكانى رفتيم كه به جهت رقص و بازى ترتيب داده بودند . آنجا را به اقسام مختلف نقاشى كرده بودند ، و تصاوير غريب بسيار داشت ، و در عرض راه كه عبور مىشد ، و به اين مكانها مىرفتيم . خيابانها بهنظر مىآمد كه هر يك دو ورث ، سه ورث راه مسافت داشت و در بالاى خيابانها طاقها از سبزه و گل و رياحين كه در اطراف راه واقع است زده بودند ، كه بهقدر سر موئى آسمان نمايان نبود ، و يك برگ و يك شاخهء آنها از برگ و شاخه ديگر بلندتر و كوتاهتر نبود . به خاطر مىرسيد كه از زير و بالا و اطراف ، روى اين سبزه را مالهكارى كرده يا مهره كشيدهاند ، كه بهقدر سر سوزن بزرگ از برگ تجاوز نكرده است . هرگاه چندين نفر موكل در آنجا باشد ، و هر يك مقراضى در دست داشته باشند ، و روز و شب به مقراض ، پستى و بلندى سبزه و گل و اشجار را هموار نمايند ، باز عقل قبول اين مطلب را نمىنمايد كه چگونه اين سبزه را از اطراف و بالاى خيابان به اين نوع صاف و هموار تربيت كردهاند ، كه يك برگ از برگ ديگر به هيچوجه تجاوز نكرده است . خالى از صفا و تماشا نبود ، بلكه بسيار غريب به نظر مىآمد كه با وجود طول و مسافت ، اين خيابانها را چگونه ، اطاق از سبزه و گل به اين هموارى در بالا زدهاند . بارى از اين خيابانها و چمنها عبور و در عمارات و تماشاگاهها ، گردش مىنموديم . آبهاى جارى به قسمهاى خوشآينده كه در اين باغ جارى بود ، مىديديم و از تماشا و ديدن آنها حيرت حاصل مىشد كه به اين قليل زمان دولت روس چگونه اين نوع مكانها را ترتيب دادهاند . بعد از گردش بسيار ، مادر
--> ( 1 ) - متن : برخواستند ( 2 ) - متن : ثماق